قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2939

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و هفدهم از رحلت خير البشر ، صلّى اللّه عليه از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه صفر شمس الملوك قلعهء بانياس را از فرنگان جبرا و قهرا گرفته به حوزهء تصرّف خود درآورد . منشأ اين آن بود كه فرنگان بعد از فوت تاج الملوك ، پسرش شمس الملوك ، را چندان اعتبارى و وقعى نمىنهادند و طمع در ولايت او كرده گاه‌گاهى دست‌درازى مىكردند . از جمله امورى كه شمس الملوك را بر آن داشت كه بر سر قلعهء بانياس رود آن بود كه فرنگان نقض عهدى كه ميانهء تاج الملوك و ايشان بود كرد ، جمعى از سوداگران دمشق را كه در شهر بيروت بودند ، [ 52 الف ] مصادره نموده اموال ايشان را گرفتند . سوداگران شكايت نزد شمس الملوك آوردند . شمس الملوك به خاطر سوداگران ، مكرّر كس پيش فرنگان فرستاد ، التماس آن نمود كه اموال سوداگران را به ايشان بازدهند و ايشان بنابر آنكه از وى اعتبارى نداشتند مطلقا به سخن او التفات نكردند . شمس الملوك را ، غيرت بر آن داشت كه جوهر خود را به فرنگان نشان دهد تا بدانند كه از دست وى كارى مىآيد . القصّه ، شمس الملوك شروع در استعداد جنگ كرده سپاهيان را رعايت مىكرد و از اطراف و جوانب مردان دلير را جمع كرده نگاه مىداشت ، امّا هيچ‌كس نمىدانست كه او خيال كجا دارد . تا آنكه در اواخر محرّم اين سال بىخبر ، از دمشق بيرون رفت و آن‌چنان خود را به قلعهء بانياس رسانيد ، كه اهالى آن وقتى خبردار شدند كه سپاه شمس الملوك اطراف و جوانب قلعه را فروگرفته بود و در يك ساعت آن شهر را جبرا و قهرا گرفت ؛ چه ، شمس الملوك خود از اسب پياده شده و سپرى بر سر كشيده متوجّه حصار شد . چون سپاه او را بدين‌حالت مشاهده نمود ، همه به هيئت مجموعى خود را پيش از وى به تلاش تمام به پاى قلعه رسانيدند و